سه سلاح نابودكننده‌ي يك رابطه

عشق طلاق نابودی شکست
اکتبر 11 2017

سه سلاح نابودكننده‌ي يك رابطه

سالن یار(تشریفات و اجاره سالن همایش،سمینار،کنفرانس)

مجله رازمهرنوش صفایی :

از آن‌جا كه حفظ ارتباط و پيوند با طرف مقابل، هدف اصلي هر دلبستگي است، هر كس به فراخور حال، شخصيت و توانش راه‌هايي را براي برآوردن اين هدف بر مي‌گزیند که اغلب ناخودآگاه است و مي‌تواند روي رابطه‌ي او با فرد مقابل تأثير مستقيم بگذارد. لابه‌لاي اين راهكارها گاهي افراد با توسل به نقطه‌ضعف طرف مقابل از روش‌هاي كنترل‌كننده‌اي استفاده مي‌كنند تا نيازهاي عاطفی خود را برآوردند و درعين‌حال شخص مقابل را همچنان در بند خود نگه دارند. اين سه روش عبارت‌اند از:

  • كنترل از طريق قدرت: به‌جرأت مي‌توان گفت اين يكي از رايج‌ترين روش‌ها براي كنترل يك رابطه و برآوردن نيازهاي شخصي يك فرد است. در اين حالت، مرد يا زن زورگو معتقد است: ‌«همه‌چيز بايد همان‌طور كه من مي‌گويم يا مي‌خواهم انجام شود، وگرنه تو را ترك مي‌كنم.» اين روش مورد استفاده‌ي كساني است كه معتقدند همسرشان به‌مراتب بيشتر به آن‌ها نياز دارد تا آن‌ها به همسرشان و این رفتار در مردان شايع‌تر است. استفاده‌ي فرد از قدرت بالغانه‌اش به اين معنا نيست كه نياز شديد وابستگي در او وجود ندارد، بلكه نياز وابستگي و دلبستگي در اين افراد به‌ویژه در جنس مرد به‌اندازه‌ي نياز به دلبستگي در زنان است؛ اما از آن‌جا كه اغلب اقدامات زورگويانه و قدرت‌طلبانه‌ي مردان مورد اعتراض قرار نمي‌گيرد، هيچ‌كدام از طرفين (نه زن و نه مرد) متوجه نمي‌شوند كه دلبستگي شخص زورگو و كنترل‌كننده تا چه حد زياد است. درواقع كساني كه اين شرايط را از بیرون می‌نگرند، اغلب احساس مي‌كنند همسري كه از حربه‌ي زور و قدرت استفاده مي‌كند، به همسرش هيچ‌گونه دلبستگي و توجه و اعتنايي ندارد؛ اما در ارتباط با زوج‌ها، پژوهشگران به اين نتيجه رسيده‌اند كه اتفاقاً وقتي همسر اشخاص كنترل‌كننده و زورگو، به اين نتيجه مي‌رسد كه بهتر است آن‌ها را ترك كند، اين افراد به زانو درآمده و التماس مي‌كنند تا همسرشان آن‌ها را ترك نكند. مانورهاي قدرتي همواره وقتي استحكام و تداوم می‌یابند كه شخص كنترل‌كننده بتواند در درازمدت با توسل به آن‌ها به خواسته‌اش برسد. روابطي كه در آن‌ها از سلاح قدرت استفاده مي‌شود، خالي و تهي است و در آن يكي از همسران هرگز مورد تحسين يا احترام قرار نمی‌گیرند يا دريافت‌كننده‌ي محبت و توجه نیستند. استفاده از حربه‌ي قدرت درنهايت سبب ايجاد نفرت، خشم و نوميدي در طرف مقابل می‌شود و به‌طرز ناگهاني و بي‌مقدمه به رابطه پايان مي‌بخشد.
  • كنترل از طريق ضعف: در برابر كساني كه چماق به دست مي‌گيرند، كساني ايستاده‌اند كه از ضعف خود به‌عنوان وسيله‌ي زور استفاده مي‌كنند. لابه‌لاي حرف‌هاي اين افراد همواره جملاتي مانند: «من ضعيف هستم»، «من درمانده‌ام»، «بدون تو نابود مي‌شوم» و غیره شنيده مي‌شود. چنين افرادي اغلب از ضعف خود براي سلطه‌جويي بهره مي‌برند تا طرف مقابل را به باقي ‌ماندن در رابطه‌اي وادار كنند، غافل از آن‌كه نشان دادن ضعف و بي‌كفايتي خودبه‌خود دلايلي هستند كه مي‌توانند يك رابطه را منهدم و همسر شما را از نقش حمايتگري خود بيزار كند. گذشته از اين فردي كه با تظاهر به عجز و درماندگي در پي كسب توجه و محبت است، به عزت ‌نفس خود لطمه می‌زند و به‌مرور، ناخواسته از خود متنفر مي‌شود و حس بدي نسبت به خود و طرف مقابل پيدا مي‌كند. از سوي ديگر فردي كه در مواجهه با چنين سلاح كنترل‌كننده‌اي قرار می‌گیرد، از ديدن شدت ضعف و نياز شما به خود احساس وحشت می‌کند و از اين همه وابستگي به ستوه آمده و در نهایت به شكل غم‌انگيزي رابطه را ترك مي‌كند.
  • كنترل از طريق احساس گناه: ذهن انسان روشی كارامدتر و مؤثرتر از ايجاد گناه براي سلطه‌جويي بر ديگران تدبير نكرده است. در يك رابطه‌ي عاشقانه، ايجاد احساس گناه ممكن است به اشكال گوناگون مثل آه كشيدن، اشك ریختن پنهانی، نگاه دردمندانه و غیره كه اغلب مخفيانه است، بروز كند. اين كلمات و حالات در مجموع پيامی واحد را می‌رساند که بر اساس آن می‌گوید: «كار مورد علاقه‌ي مرا انجام بده تا دوستت داشته باشم» یا «اگر خلاف علاقه و نظر من كاري كني، ديگر دوستت ندارم.» اما اين پيام به‌ظاهر ساده معنايی تأمل‌برانگيز هم دارد: «من خوبم و تو بدي.» اشكال استفاده از اين حربه آن است كه فرد متوسل‌شونده به احساس گناه همواره بايد نقش قرباني را بازي كند و به‌جاي برخورداري از يك احساس عاشقانه‌ي ناب و خالص، از ترحم و دلسوزي مشفقانه‌ي شريك زندگي‌اش برخوردار شود.

Leave a Reply

Your email address will not be published.